![]() |
![]() |
|
| سلام آغاززیبایی هاست و رؤیاهای ما ناباور،با رؤیاهایمان زندگی کردیم و سکوت را به شب هدیه...(نجوای دل) |
|
زبان تفاهم
زن و شوهری که پایه و اساس زندگی شان مهر و محبت است، حق دارند از هم متوقع باشند. در پی توقع نیز رنجش یا اختلاف به وجود می اید. بنابر این زوج ها نباید از اختلاف بترسند بلکه آن را طبیعی و گریبان گیر هر زندگی مشترک محسوب کنند. البته آن را دست کم هم نباید بگیرند و لازم است سعی کنند تا هر چه زودتر رفع شود. چگونه؟ پیش از هر چیز، گفتگو یا مذاکره در این زمینه راه گشاست. اما از بسیاری شنیده ایم که از گفت و گو نتیجه ی عکس گرفته اند و به جای این که مشکل شان حل شود، اختلاف بیشتری پیدا کرده اند؛ چرا؟! چون راه گفت و گو را درست نرفته اند یا نمی دانند. کسی که قادر نیست خوب مذاکره کند، با یکی از دو مشکل مهم زیر یا هر دو مواجه است: 1. از مهارت های کلامی برخوردار نیست؛ یعنی نمی داند حین مذاکره چه بگوید یا چه رفتاری داشته باشد تا گفت و گو به نتیجه ی مثبت برسد. اگر بیندیشیم که بهتر است چه بگوییم و چه نگوییم، نیمی از مشکل حل است؛ زیرا به مهارت کلامی دست یافته ایم. حال می ماند عمل کردن این روش که خود هنری است. 2. دومین عامل شکست مذاکرات، خشم و عصبانیت یک یا هر دو طرف است؛ یعنی فرد از مشکل پیش آمده آن قدر عصبانی شده که نمی تواند خشم خود را مهار کند و حین مذاکره آن را ابراز می کند. در نتیجه طرف مقابل هم که در حد خود خشمگین است، مقابله به مثل می کند و خدای ناکرده کار به جاهای باریک می کشد. بعضی ها چه زن، چه مرد متأسفانه از واقعیت فرار می کنند و گله گذاری نیز یکی از همین واقعیت هاست که از آن می گریزند (منظور گله گذاری از نوع خوب). اگر شما اکنون مشکل، رنجش یااختلافی را حل نکنید، روی هم تلنبار می شود و وای از آن روز که فرد به حالت انفجار برسد! وقتی شما پر از تنش، خشم یا نفرت هستید، پس از صحبت تخلیه می شوید. تخلیه شدن باعث آرامش فرد می شود و او دیگر کینه توزانه برخورد نمی کند. همچنین نمی خواهد عالم و آدم حق را به او بدهند و جانبش را بگیرند. اما متأسفانه گاهی وقتی پای مذاکره با همسر به میان می آید، اغلب تمام دانسته ها و قوانین و آداب نادیده گرفته می شود؛ چرا؟ چون آن حجب و حیاها دیگر در کار نیست؛ گله گذاری خوب فقط با به کار بستن مهارت های کلامی قابل اجراست : 1. با زیباترین و بهترین عبارت ها همسرتان را مخاطب قرار دهید. این کار روح او را از شادمانی لبریز می کند. متأسفانه ما عادت داریم به هر که نزدیک تر شویم، بیشتر حرمتش را بشکنیم. پس با همسرمان با همان احترامی حرف بزنیم که با فرد بیگانه یا آشنایی صحبت می کنیم؛ زیرا احترام، احترام می آورد و فرد هر چه به ما نزدیک تر باشد، به این احترام بیشتر نیاز دارد تا رکود و سردی بر رابطه مان سایه نیفکند. 2. هنگام صحبت مراقب باشید غرور همسرتان را جریحه دار نکنید. این گونه زخم ها خیلی عمیق اند و عامل بسیاری از اختلاف ها و درگیری های بعدی می شوند. حتی اگر جلسه مذاکره به ظاهر ختم به خیر شود. 3. در گفتار و کردارتان صادق باشید؛ صداقت واقعیتی است ملموس که همگان به راحتی متوجه آن می شوند. فریب، دورویی و ریاکاری نتیجه ی سوء دارد و از عوامل مهم شکست مذاکرات است. 4. هنگام گفتگو جانب منطق و انصاف را نگه دارید. برای این کار هم لازم است خود را جای طرف مقابل بگذاریم. در این صورت شرایط و حال او را درک می کنیم و از میزان رنجش ما کاسته می شود؛ زیرا درمی یابیم او در آن لحظه کاری غیر از این نمی توانسته بکند. 5. سهم خود را درمشکل پیش آمده ببینید و صادقانه به آن اعتراف کنید. آدم عاقل کسی است که اشتباه خود را متوجه شود و شهامت بیان آن را داشته باشد. به این ترتیب طرف مقابل نیز وادار به فکر کردن می شود تا سهم خود را در آن مشکل ببیند؛ یا حتی بیندیشد که آنچه رخ داده سوء تفاهم بوده است. به ویژه اگر یک بار بگویید مرا ببخش یا عذر می خواهم، اشتباه از من بود، کافی است که طرف اگر سوار خر شیطان هم باشد، پایین بیاید و دریچه ی قلبش را به روی شما باز کند. 6. لحنمان هنگام گفتگو باید مهربانانه باشد. وقتی لحن خصومت آمیز داریم یا می خواهیم طرف را محاکمه کنیم و یا سرجایش بنشانیم، به یقین مذاکره را به شکست خواهیم کشاند. باید به طرف ثابت کنیم که قصد ما مچ گیری نیست یا به اصطلاح نمی خواهیم او را خیط کنیم. چنین لحنی ما را به هدف اصلی مان می رساند؛ چنان که گفته می شود محبت غیر ممکن را ممکن می سازد. 7. در حین مذاکره از زخم زبان، گوشه و کنایه، تحقیر، تمسخر و تخطئه بپرهیزید. تهدید نکنید و خط و نشان نکشید. این رفتارهای منفی گفتگو را مسموم می کند. 8. از مقایسه ی همسر با دیگران بپرهیزید. بر کارهای خوب او انگشت بگذارید و تأکید کنید که این اختلاف ها ناشی از اختلاف سلیقه است و به راحتی حل می شود. او را همان طور که هست بپذیرید تا اعتماد به نفس پیدا کند و راغب شود که در خودش دگرگونی به وجود آورد. 9. از لجاجت و یکدندگی بپرهیزید. اگر نتوانستد به نتیجه ی مطلوب برسید، ادامه ی مذاکره را به جلسه ی بعد موکول کنید و هرگز نخواهید در همان لحظه از طرف مقابل اعتراف بگیرید که مقصر است. این رفتار هم خطاست و هم نشانه ی عاری بودن از ظرفیت؛ همواره به یاد داشته باشیم برای رسیدن به هر هدف راه های متعدد وجود دارد و لازم نیست حتما" چیزی به همان زبان و با همان کلمه هایی که ما می خواهیم بیان شود. یکدندگی و لجاجت شرط عقل نیست. 10. هنگام مذاکره به بیش از یک یا دو مسئله نپردازید و در آن واحد، صد مشکل از دیروز تا فردا را مطرح نکنید. وقتی موضوع یا مشکلی را حل کردید و بر سر آن به توافق رسیدید، به مسئله ی بعدی بپردازید. 11. اگر مذاکره تان ختم به خیرشد، جشن کوچکی بگیرید و از این که یک بار دیگر در کنار هم هستید و تفاهم دارید لذت ببرید.
با آرزوی زندگی مملو ازشادی و آرامش در کنار خانواده ی محترم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 20:27 توسط پژواک |
|
|
واقعا" از تو متشکرم!
از خود بپرسید که آن ارتباط های عمیق و دلنشین شما با همسرتان در سال های اول زندگی تان چرا فراموش شده است؟ چه شده که آن ساعت های طولانی مکالمه های زیبای شما، اکنون به چند دقیقه ارتباط کلامی کوتاه و غیر قابل تحمل تبدیل شده است؟ آن زمان محورهای صحبت شما، مسائل مورد علاقه همسرتان بود و او نیزدرباره ی مسائلی صحبت می کرد که شما به آن علاقه داشتید، اما متأسفانه حالا قضیه برعکس شده است. شما می خواهید او درباره ی آنچه که شما دوست دارید صحبت کند و او نیز چنین انتظاری دارد. نتیجه ی آن محدودیت بسیار ارتباط کلامی و ایجاد انجماد عاطفی در خانواده است. در طول مسابقات فوتبال، خانمی به خانم دیگری می گفت: من می دانم که شوهر تو دیوانه ی فوتبال است. ولی آیا تو هم عاشق فوتبال هستی؟ آن زن با خنده به او جواب داد: من عاشق شوهرم هستم. از همسر آلبرت انیشتن، پرسیدند: آیا شما از نظریه ی نسبیت شوهرتان سر درمی آورید؟ همسر او لبخندی زد و جواب داد: اوه، من، نه، من فقط می دانم که او چقدر چای دوست دارد. این است مفهوم عشق در یک بیان کوتاه. به شیوه ی زندگی شوهرتان عادت کنید. دوستانش، غذایش و سبک زندگیش را همچون خود بدانید. سعی کنید زن خوشحالی باشید و مطمئن باشید که نتیجه ی معجزه آور رفتار خوب شما، اول از همه، نصیب خود شما می شود.
قدر شناس باشید شوهران نیز مانند شما از احساس ناسپاسی عمیقا" رنج می برند. شوهری تعریف می کرد: شاید گناه جامعه ای باشد که در آن زندگی می کنیم. مثل اینکه همه بسیار ناسپاس به نظر می رسند و زنم در رأس آنهاست. او هنگامی که برایش هدیه ای می خرم، هیچ گونه لذت و شادمانی از خود نشان نمی دهد و دلیل عمده اش این است که بسیار ناسپاس است. یک زن قدرناشناس همیشه باعث غم و اندوه شوهرش می شود، چه بسا، بسیاری از زنان، از شیوه های قدر شناسی ناآگاهند. آنها کلمات و روش های ساده ی سپاسگزاری را فراموش کرده اند.
دیدگاه قدر شناسی لحظه ای سوت کنید، به رفتارها و گفتارهای خود بیاندیشید و انعکاس وجودی خویش را در آینه وجود همسرتان و صحنه زندگی خانوادگی خود را بررسی کنید. آیا شما قدر شناس زحمات و تلاش های آنها هستید و یا مرتکب گناه زشت ناسپاسی شده اید؟ آیا شما برای پولی که شوهرتان با خون دل به دست می آورد و آن را صرف مخارج زندگی می کند ارزش قائل هستید؟ منظور کادوهای مخصوص روز تولد یا عید نیست، بلکه پولی است ک صرف خریدهای مختلف منزل از فروشگاه های گران قیمت یا پرداخت ویزیت دکتر و خریدهای غیر ضروری می شود. همسری که فقط به حقوق خود می اندیشد و از حقوق شوهرش و حدودی که خود باید رعایت کند بی اطلاع است و آن را به جا نمی آورد، نمی تواند در زمره ی زنان قدرشناس باشد چون فکر می کند همه چیز حق اوست و همسرش فقط باید در خدمت تأمین خواسته های او باشد. یک زن کامل به خوبی از هنر انصاف که همان توانایی جابجایی نقش ها و خود را به جای دیگری قرار دادن است، آگاه است و معمولا" از شوهرش به خاطر زحمات و تلاش های او سپاسگزاری و تشکر می کند. قدرشناسی می تواند از طریق کلمات، یا رفتار یا هر دوی آنها ابراز شود. این کار دشواری نیست، زیرا یک قلب حق شناس باید احساس خوب قدر شناسی اش را بیان کند، یک شخص سپاسگزار کمتر از سکوت و خاموشی در بیان احساساتش استفاده می کند. از او به خاطر حمایت از خانواده تشکر کنید. اگر شما یک خانم شاغل هستید، باز هم او به درک و قدردانی شما نیازمند است، زیرا احساس مردانگی او در اثر ناسپاسی شما ضربه می خورد و این جراحت روحی به سادگی و در مدت کوتاه بهبود نخواهد پذیرفت. وقتی یک مرد به همسرش هدیه ای می دهد، تنها پاداش او دیدن خوشحالی زنش است. اگر شما واقعا" از دریافت یک هدیه به وجد نمی آیید، مراقب واکنش خودتان باشید و در مواقع مختلف، به هر صورت که امکان پذیر است، از آن استفاده کنید. از او قدر دانی کنید که اوقاتی از روز پرمشغله ی خود را صرف این کار کرده است. اگر واقعا" آن هدیه را دوست ندارید، ناسپاس نباشید، بگویید که از آن خوشتان آمده است، هنوز هم دیر نشده است همین حالا هم می توانید به او بگویید این هدیه نشانه ی علاقه ی او به زندگی و توجه و فکر کردن به شما است. از تمامی کارهایی که همسرتان برای شما انجام می دهد، قدردانی کنید.از ته قلب به او بگویید واقعا" از تو متشکرم با کلمات و رفتارهای خود به ویژه با طرز نگاه و لبخند به او توجه بیشتری کنید و سعی کنید موقعی که در خانه است، به دوستانتان کمتر تلفن کنید، ساعات خاصی از روز را به خصوص پس از ساعت 8 شب فقط به او و خودتان و تحکیم روابط عاطفی و خانوادگی خود اختصاص دهید.
با آرزوی زندگی مملو ازشادی و آرامش در کنار خانواده ی محترم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 9:25 توسط پژواک |
|
|
شوهر؛ بهترین دوست
خانمی می گفت: وقتی در ابتدای زندگی زناشویی هستیم، همه چیز در اطراف مان شیرین و دلچسب و همه ی لحظات زندگی مملو از شادی و خوشحالی است؛ و هرگز تصور نمی کنیم که روزی این احساسات خوش و سبکبالی خیال، تبدیل به شرایط ناهموار و دشواری های پی در پی در زندگی شود. اما طولی نخواهد کشید که با گذشتن سال های اول زندگی، شادی ها یکی پس از دیگری رنگ می بازند و روزی به خود می آییم و می پرسیم چه اتفاقی افتاد؟ آیا گذر ایام بود یا حضور بچه ها و افراد دیگر که این تغییرات را سبب شد؟ ما نمی توانیم گذر زمان را متوقف یا حضور بچه ها را در زندگی کتمان کنیم، اما می توانیم پایه های زندگی را بر اساس این واقعیت ها بنیان نهیم و بکوشیم روزهای شاد اول ازدواج را در زندگی تکرار کنیم. اما چگونه؟ آیا همان طور که لوئیز برد در کتاب« چگونه شوهران خود را شیفته ی خود کنید» می گوید، باید هر روز یک دسته گل تازه تهیه کنید تا شوهرتان هنگام آمدن به خانه غافلگیر شود؟ یا با پوشیدن یک لباس نو سعی کنید از خشکی و یکنواختی زندگی بکاهید؟ آیا باید به نصیحت گروهی از زنان گوش فرا دهید و به زندگی و بچه های خود بی توجه باشید و هر روز در پی تغییر لباس و مدل موی خود باشید تا در نتیجه ی چنین کاری شوهرتان آمدن به خانه را به رفتن به هر جای دیگر ترجیح دهد؟ یا باید شیوه ی گروهی دیگر از زنان را پیش بگیرید و به محض این که شوهر به خانه آمد، ناله سر دهید و شکایت کنان سعی کنید مشکلات کوچک را بزرگ جلوه دهید تا با جلب محبت و ترحم او اندکی زندگی را خوشایندتر جلوه دهید؟ اما هیچ کدام از این ظاهر سازی های فریبنده، به تنهایی نمی تواند مؤثر باشد و از بروز اختلافات و مشکلات زناشویی جلوگیری کند؛ بلکه باید بکوشید تا « شوهر خود را دوست خود کنید»! برای ایجاد این صفا و صمیمیت لازم است موانع را شناسایی کنید و آنها را یکی پس از دیگری از سر راه بردارید. ریچارد استین می گوید: « یکی از بزرگترین موانع بر سر راه خوشبختی توقعات بیش از حد است». زیرا گروه بی شماری از جوانان، برداشت غلطی از ازدواج دارند و همواره می پندارند ازدواج معجزه ای است که اگر در زندگی آنان به وقوع پیوندد، تمام مشکلات را حل، و زندگی را شیرین و شاد می کند. آنها با چنین تعبیر نادرستی، اقدام به ازدواج می کنند و پس از مدتی در می یابند که آنچه در ذهن داشته اند، رؤیایی بیش نبوده است. گروهی دیگر بدون در نظر گرفتن توانایی و سلامت روح و روان همسر خود، سعی می کنند همه ی کارهای شاق و پر زحمت را به او بسپارند و با این روش هرگونه فرصتی را برای به وجود آمدن روابط دوستانه و صمیمی از بین می برند. از نظر روانی هر انسانی نیاز دارد، مانند مطرح شدن، پذیرفته شدن، ایمن بودن و تعلق داشتن که هر یک از این نیازها ی درونی تا حدودی در ازدواج برآورده می شود. زن و شوهر می توانند در به وجود آوردن حس خوب زیستن به یکدیگر کمک کنند، اما هیچ کدام قادر به آفرینش شادی و خوشبختی مطلق برای دیگری نیستند. ما انتظار داریم دیگران هر کاری که از دست شان بر می آید، برای مان انجام دهند، در حالی که خود کمترین توجهی به خواسته های آنها نمی کنیم. می خواهیم از اشتباهات ما چشم بپوشند، اما خودمان کوچکترین گذشتی در مورد رفتار بد آنها نداریم. شما می خواهید شوهرتان از هر نظر بی عیب باشد، در حالی که از عیب های خود بی خبرید.همیشه سعی دارید عیوب او را برشمرید و ناله و شکایت کنید که چرا این شوهر آن طور که باید باشد نیست؛ چرا قادر نیست مرا درک کند؟ حتی گروهی از زنان پا را این فراتر نهاده، سعی می کنند شخصیت شوهر را درهم ریخته، دوباره آن را آن طور که می خواهند شکل دهند یا او را مجبور کنند آن طور که می خواهند باشد، نه آن گونه که هست. البته فقط زن ها نیستند که مرتکب چنین اشتباهی می شوند، کم نیستند مردانی که همواره از زنان خود خرده می گیرند. به هر حال فراموش نکنید هیچ توهینی بزرگتر از این نوع عدم پذیرش نیست. اولین گام برای به وجود آوردن یک زندگی زناشویی موفق، پذیرفتن واقعیت هاست. از جمله واقعیت هایی که باید درک و پذیرفته شوند، معنای ازدواج است؛ باید دانست ازدواج یک نوع شرکت است که نیاز به رعایت اصول و قوانینی دارد. ازدواج کلمه ی جادویی نیست که بتواند همه ی نیازهای ما را برآورده سازد. مورد دیگر این است که باید همسر خود را همراه با محاسن و معایبش بپذیرید. البته پیشهاد نمی کنیم بی انصافی، بی رحمی، بی نزاکتی و رفتارهای ناشایست او را برای همیشه تحمل کنید، زیرا آدمی قادر است رفتار خود را اصلاح کند؛ اما فراموش نکنید هرگز قادر نیست ماهیت خود را عوض کند. اجازه دهید این مسئله را با یک مثال بیشتر بررسی کنیم. فرض کنید شما با مردی که اهل مطالعه یا تفریحات آرام است ازدواج می کنید؛ انتظار نداشته باشید بعد از ازدواج او به مردی شلوغ و پر سر و صدا که اهل تفریحات مهیج است تبدیل شود. ممکن است شوهرتان همان فلسفه ی شما را در زندگی نداشته باشد یا تفریحات مهیج مورد پسند او نباشد. نخواهید که او کاملا" عوض شود. ممکن است شوهرتان نتواند تاجری موفق یا ورزشکاری مشهور شود، اما مثلا" می تواند کارمندی خوب و متعهد باشد. باید بدانید همه ی انسان ها از ذوق و استعداد یکسان برخوردار نیستند. اگر همسر شما در زمینه ی تجارت، ورزش یا هنر موفق نیست و ذوقی نشان نمی دهد، نباید به خودتان اجازه دهید که درباره اش بد قضاوت کنید و او را مورد ارزیابی نادرست قرار دهید. نباید هر روز یأس و ناامیدی نشان دهید و مثلا" بگویید چرا شوهر من مثل شوهر خواهرم نیست که فلان ماشین آخرین مدل را داشته باشد یا چرا مثل شوهر دوستم سرشناس و معروف نیست. همان طور که شما نمی توانید مثل دوست یا خواهر خود باشید، شوهر شما نیز نمی تواند مثل شوهران آنها باشد! اگر به انجام چنین کارها و تکرار چنین حرف هایی در زندگی ادامه دهید، نه تنها شوهر خود را نسبت به زندگی دلسرد کرده اید و او را به شدت آزرده خاطر ساخته اید، بلکه این رفتار شما مقدمه ای خواهد شد برای از هم پاشیدن زندگی... بنابر این فراموش نکنید که پذیرفتن واقعیت ها زیر بنای هر نوع موفقیت و روابط سالم است.
با آرزوی زندگی مملو ازشادی و آرامش در کنار خانواده ی محترم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 16:44 توسط پژواک |
|
|
24 نکته در خواستگاری
1- ازتکرار مواردی که توسط خانواده ها بررسی شده، بپرهیزید؛ مگر آنکه نیاز به حلاجی جزئیات داشته باشد. 2- صادق باشید. 3- در طول جلسه، متانت و حجب خود را حفظ کنید. 4- خوب و کامل صحبت کنید و سعی کنید در مقابل، شنونده ی خوبی نیز باشید. 5- هدف خود را از ازدواج، اعلام کنید. 6- در خصوص آنچه هستید (خصوصیات اخلاقی) ، قبل از اینکه از شما پرسیده شود، توضیح دهید. 7- شما حق دارید آنچه از زندگی مشترکتان می خواهید، به طور کاملا" واضح مطرح کنید. 8- مؤدبانه آرمان های خود را مشخص کنید. 9- علایق مهم خود را بیان کنید. 10- سطح و شکل اعتقادات فرهنگی خود را مشخص کنید. 11- در مورد اعتقادات مذهبی خود، سخن بگویید. 12- توقعات مالی معقول تان را مطرح کنید. 13- از ابراز توقعات عاطفی تان چشم پوشی نکنید. 14- در مورد استقلال زندگی آتی و اقتدار مطلوب تان گفتگو کنید. 15- اگر شرایط ویژه رفتاری، شغلی و ... مطلوب شماست؛ حتما" همین جا مطرح کنید. 16- اگر با شرایط یا موارد خاصی، مخالف یا کراهت جدی دارید، در همین مقطع اعلام کنید. 17- تعصبات یکدیگر رابشناسید. 18- در موارد ناهماهنگ، سعی کنید تا حدودی از تمایل و توانایی قابلیت تغییر یکدیگر در همان زمینه، مطلع شوید. 19- بدانید تظاهر به آنچه نیستید، از پرخطرترین رفتارها در این جلسات است. 20- از هیچ پرسش مهمی که در ذهن تان نقش می بندد، صرف نظر نکنید. 21- فراموش نکنید : اطلاعات این گفتمان، روشنگر مسیر تصمیم گیری شما خواهد بود. 22- عجله نکنید و هیچ گونه اعلام نظر قطعی اعم از مخالف و یا موافقت کلی، در این جلسه نداشته باشید. 23- در پایان جلسه، اگر هنوز دچار ابهام و تردید هستید و فکر می کنید قادر به رفع آن نمی باشید، در مورد مراجعه به روانشناسی، جهت مشاوره ازدواج، با هم تصمیم بگیرید. 24- به خاطر داشته باشید که این حق شرعی و اجتماعی شماست که بدانید، بسنجید و تصمیم بگیرید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 19:38 توسط پژواک |
|
|
او شریک زندگی من است
یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج، در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است. به جرأت می توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می آید به خاطر این است که دختر و پسر، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده اند و پس از چند سال زندگی، متوجه می شوند که مناسب یکدیگر نبوده اند. پس جا دارد برای این انتخاب وقت بگذاریم و مطالعه کنیم. ملاک هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود، دو نوع است : الف- آنهایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه، حتما" لازم اند. ب- آنهایی که شرط کمال هستند و برای کاملتر شدن زندگی لازم اند. *مذهب یکی از معیار هایی که باید حتما" در ازدواج در نظر گرفته شود، عامل مذهب و نگرش فرد مقابل نسبت به مذهب است.اگر شما فردی هستید که به اصول و فرامین مذهبی معتقدید، ولی شخص موردنظرتان، نسبت به مذهب بی اعتماد یا بی تفاوت است، شما با هم زندگی خوبی نخواهید داشت. انسان متدین، همسری متدین می خواهد، اگر یکی متدین و دیگری بی دین و بی قید باشد، خوشبخت نخواهند شد. بنابر این از این لحاظ باید فردی را انتخاب کنید که همانند شما فکر کند. *تناسب یکی دیگر از مسائل، تناسب خانوادگی است. ازدواج با یک فرد، مساوی است با پیوند با یک خانواده، فامیل و یک نسل؛ خانواده ی دختر و پسر باید با یکدیگر سنخیت و تناسب داشته باشند. در انتخاب همسر معقول نیست بگویید «من می خواهم با این فرد زندگی کنم و کاری با خانواده اش ندارم» چرا که این فرد، جزیی از همان خانواده و فامیل و شاخه ای از همان درخت است. این شاخه،از ریشه ی همان درخت تغذیه کرده؛ مسلم است که بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، عقلی و جسمی آن خانواده و فامیل از راه وراثت و تربیت و محیط به این فرد منتقل شده است، این فرد در دامن همین خانواده بزرگ شده است. باید موقع ازدواج، ارزش های درون خانواده ی فرد را بررسی و باارزش های درون خانواده ی خودتان مقایسه کنید. اگر این ارزش ها با یکدیگر تناسب داشته باشند، شما زندگی آرامی خواهید داشت. در مقایسه ی ارزش ها دقت داشته باشید. برای مثال اگر در خانواده ی شما، تحصیل یک ارزش است، در خانواده ی مقابل نیز تحصیل یک ارزش باشد، اگر در خانواده ی شما حجاب یک ارزش است، در خانواده ی طرف مقابل حجاب ضد ارزش نباشد. آنچه در تناسب اجتماعی باید در نظر داشت، ارتباطات و رفت و آمدهای خانوادگی است. این که خانواده با چه افرادی رفت و آمد می کنند و دارای چه جایگاهی هستند، آیا شهرت اجتماعی دارند یا خیر، مهم است. همه ی اینها در جایی جمع می شود که به آن تناسب اجتماعی می گوییم. در حقیقت، مردم دوست دارند با افرادی رفت و آمد کنند که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار باشند. دو خانواده باید از این حیث با یکدیگر تناسب داشته باشند. مسئله ی دوم، تناسب رفتار اجتماعی دختر و پسر است. بنابر این از مسائل مهم انتخاب همسر در نظر گرفتن تناسب اجتماعی دو خانواده است و چقدر خوب است که پسر و دختر در یک ردیف اجتماعی با هم ازدواج کنند. *اقتصاد یکی دیگر از مواردی که باید در ازدواج در نظر گرفت مسائل مالی و اقتصادی است، هر چقدر دو خانواده از لحاظ مالی در یک سطح باشند ازدواج، ازدواج خوبی است. صلاح نیست دختر و پسر و خانواده هایشان از لحاظ مالی و ثروت، تفاوت زیادی با هم داشته باشند، ازدواج دو طبقه متضاد اجتماعی همیشه مشکلاتی به همراه خواهد داشت. شما نمی توانید با فردی زندگی کنید که از نظر اقتصادی در ردیف شما نیست، هرگز این کار را نکنید. برای مثال کسی که از نظر اقتصادی در یک طبقه ی بالای اجتماعی است، در ناز ونعمت بزرگ شده، همه چیز برایش مهیا بوده، هیچ وقت مشکلات و تنگنای مالی نداشته است، حالا با فردی از خانواده ی بسیار پایین از نظر اقتصادی ازدواج می کند که سبک زندگیش با این فرد متفاوت بوده است. فرهنگ خانوادگیش متفاوت، نیاز هایش متفاوت. فرضا"قرار می شود این دو با یکدیگر به مهمانی بروند، شخص اول هر لباسی می پوشد خجالت می کشد، احساس می کند نازیباست، مورد تأییدش نیست، در عوض همسرش زمانی که به خانه ی آنها می رود احساس کدخدایی می کند. خانه سطحش پایین است. این احساسات در وی ایجاد تعارض می کند. عصبانی می شوند، با هم دعوا می کنند، دعوا بر سر یک قضیه ی بسیار ساده زندگی است ولی ریشه اش در عدم همخوانی و تناسب طبقه ی اقتصادی است، اکثر دعواهای چنین زن و شوهرهایی، بعد از میهمانی ها شروع می شود. *تحصیل یکی دیگر از معیار هایی که باید در ازدواج در نظر گرفته شود، تناسب تحصیلی است. بسیار خوب است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمی، خیلی با هم فاصله نداشته با شند و در ردیف یکدیگر باشند تا تفاهم بیشتر در زندگی شان به وجود آید. مهم است که زن و شوهر سطح دانششان به هم نزدیک باشد، زنی که تحصیل کرده و دانشگاهی است، نمی تواند همسر یک مرد بی سواد یا کم سواد باشد. اگر هم توانست، مدت کوتاهی می تواند ولی در درازمدت خیر. ممکن است یک آدم بی سواد بسیار فرهیخته باشد، مهربان و سطح آگاهیش هم بالا، کلا" شخصیت خوبی داشته باشد ولی در اینجا تشابهاتی وجود ندارد، بالاخص این که تفاوت یک زن تحصیل کرده با یک مرد تحصیل کرده بسیار زیاد است. غالبا" خانم تحصیل کرده از تحصیلاتش در طول زندگی استفاده می کند ولی مرد تحصیل کرده کمتر. برای مثال می توانیدآثار هنری خانمی که در رشته ی هنر تحصیلات دانشگاهی دارد، را در تمامی خانه ملاحظه کنید، اما ممکن است آقای مهندس برق در سیستم برق خانه اش کلی اشکال داشته باشد! به نظر می رسد زندگی با زن تحصیل کرده راحت تر است. او خیلی زودتر مسائل را می فهمد و نیاز نیست که خیلی تکرار کنید. متقابلا" مردی که دارای تحصیلات عالی است، نمی تواند با زنی که دارای تحصیلات پایینی است ازدواج کند. حتی بهتر است مردان یا زنان پزشک با هم ردیفان خود ازدوج بکنند. یکی از چیزهایی که باید در ازدواج رعایت شود، فاکتورهای حرفه ای است. بنابراین سطح تحصیلات و سطح حرفه در زندگی زناشویی بسیار مهم است. *تفکرات حالا که به مسئله ی تحصیل اشاره کردیم، خوب است که به تفکر نیز اشاره کنیم. متأسفانه مردان ما بسیار مقیدند که همسر زیبا داشته باشند، در صورتی که زیبایی در آمار جهانی بهداشت فقط 25 نمره دارد در حالی که به تفکر 300 نمره داده اند. در مورد عروس خانم همیشه می پرسند آیا زیبا هست یا نیست. زیبایی دوره محدودی دارد، ولی ما نمی توانیم تفکر و تعلیم و تربیت را انکار کنیم. بعضی از مردم ما در ازدواج، جایی برای تفکر باز نگذاشته اند. *هوش اولین چیزی که در تفکر جلوه گر می شود، عامل هوش است. زندگی با یک آدم کم هوش بسیار مشکل است. ممکن است بپرسید چگونه می شود هوش یک نفر را قبل از ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ بسیار آسان است. افرادی که درجه هوش خیلی پائین دارند، کاملا" در رفتار و کردارشان مشخص است، پختگی لازم را ندارند، قدرت تشخیصشان ضعیف است. عامل دیگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعی است. انتزاع کردن یعنی بیرون کشیدن و تفکر انتزاعی یعنی توانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت های کلی. این نوع تفکر، ابعادش بسیار گسترده است، افرادی که تفکر انتزاعی دارند، خیلی زود شما را می فهمند. لازم نیست که دائم برایشان تکرار کنید. بُعد دیگرش، تفکر حل مسئله ای است، تفکری که در آن انسان می تواند مسائل خودش را حل کند. کسانی که این نوع تفکر را ندارند، دائم دور خودشان می چرخند، گیج اند، دائم می پرسند چه گفتی، یعنی چه، منظورت چه بود... کسی که این نوع تفکر را ندارد به همسری برنگزینید. گاهی اوقات افراد از روی ترحم با فردی ازدواج می کنند که از نظر هوشی در سطح پایینی است، می خواهند ایثار کنند ولی سخت در اشتباهند. زندگی با افراد کم هوش، بسیار مشکل است. کسی که تفکر و هوش خوبی دارد، کیفیت فراوان در مدیریت دارد. یکی از ارکان اصلی مدیریت، تفکر خوب است. *پیشینه یکی دیگر از معیار هایی که باید در ازدواج در نظر گرفت، گذشته ی افراد است. یعنی، باید تشابهاتی بین گذشته ی شما با گذشته ی فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید باشد. اگر این تشابهات بود، آن وقت شما به درک متقابل خواهید رسید. بسیاری از مردم می گویند همسرم مرا درک نمی کند. درک چه موقع صورت می گیرد؟ زمانی که ما سرنوشت مشابهی داریم، یک غریبه را نمی شود درک کرد. اگر گذشته ی فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلا" بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته ی شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب شما نیست. گذشته بسیار مهم است. این فرد نمی تواند شما را درک کند. نمی تواند بفهمد موقعیت فعلی را به چه قیمتی به دست آورده اید؛ برایش اهمیتی ندارد. تمام آنچه با زحمت به دست آورده اید را جزء بدیهیات و لوازمات زندگی می داند، حتی گاهی اوقات اصرار می کند موقعیت فعلی، را نیز از دست بدهید در حالی که موقعیت فعلی حاصل یک عمر تلاش شماست. در ازدواج به سراغ فردی بروید که گذشته ای مشابه شما داشته باشدو شمارا درک کند.
ازدواج با دید باز نه احساس! شرط انتخاب یک شریک زندگی 5 مورد است : 1- تعقل 2- تفکر 3- تدبر 4- مشورت 5- تحیر علاوه بر این 5 مورد برای اینکه دو نفر بتوانند زیر یک سقف زندگی خوب و آرومی داشته باشند توجه به این 5 مورد الزامی است : 1- از لحاظ دینی 2- فرهنگی 3- تفاهم 4- تناسب مالی 5- تناسب قیافه مواردی در مورد عقل و احساس اگر عشق توسط یک فرد با تجربه( پدر و مادر) تأیید شودآن عشق، عشق ایده آلی است. چون ممکن است چشم ما بعضی از موارد را نبیند. می دانید چرا؟! چون عقل و احساس به گونه ای هستند که هر یک در یک کفه ی ترازو قرار می گیرند و وقتی یکی بر دیگری غلبه کند، آن کفه پایین و دیگری بالا می رود! پس ما باید سعی کنیم که شاهین ترازو اعتدالش به هم نخورد. نه افراط و نه تفریط. قابل توجه کسانی که کفه ی احساس بر عقل غلبه می کند : هیجانهای عشقی در 3 سال اول زندگی است نه بیشتر، بعد 3 سال هیجانهای عشقی فروکش می کنند، بعد تفاهم هایی بین آنها بوجود می آید که موجب پایداری زندگی می شود. در واقع بعد از3 سال این دوستی است که موجب پایداری زندگی می شود. بحرانی ترین دوره همان 3 سال اول زندگی است. با توجه به مطالب ارائه شده اگر این دو نفر از نظر روحی به دردهم نخوردند و به بیان دیگر اگر نقطه ی تفاهمی بینشان وجود نداشت کمک گرفتن از مشاوره الزامی است.
با آرزوی زندگی مملو از شادی و آرامش در کنار خانواده ی محترم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 16:37 توسط پژواک |
|
|
حرف اول با سلام به دوستان خوب آوای سکوت ، حرف خاصی نیست جزء اینکه گاهی باید سکوت اختیار کرد تا بخوانیم و بدانیم و تامل کنیم، در مورد خودمون ، افکارمون و نوع برخودمون با خود و دیگران. گاهی باید ساده بود، ساده زیست و ساده عشق ورزید... و چه خوب است تداوم این ساده بودن ها.
خوشبختی خوشبختی در درون ماست، در مغز و در فکر ماست. خوشبختی در اجسام مادی یا تجربیات نیست، بلکه در لذت بردن از افکار و احساساتمان است. اگر خوشبختی مان را از دست بدهیم به راحتی می توانیم آن را دوباره به دست آوریم، فقط کافی است افکار خوب و مثبت را جایگزین افکار منفی کنیم. هرگاه یک تصویر ناخوشایند در ذهنمان وارد می شود، باید آن را بیرون و یک تصویر زیبا و خوشایند جایگزین کنیم. برای خود قوانینی وضع و بر اساس آن ها عمل کنیم. دیگران را دوست بداریم و با آن ها مهربان باشیم. یک زندگی شاد از یک فکر آرام سرچشمه می گیرد.
جملات خواندنی و تامل کردنی در مورد خوشبختی : - هیچ خوشبختی بزرگتر از آرامش فکری نیست.(بودا) - یکی از راههای خوشبختی، این است که شخص نسبت به کوچکترین نعمت ها شکرگزار باشد.(هرشل) - برای خوشبختی، یک راه بیشتر وجود ندارد و آن کاستن از نگرانی درباره ی چیزهایی است که مافوق ما قرار گرفته اند.(اپیکنت) - باید برای خوشبخت زیستن، موقعیت های مناسب ایجاد کنیم، نه این که در انتظار آن بنشینیم.(پیکش) - سعادت را باید در بین راه پیدا کرد، نه انتهای جاده، چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است. زمان سعادتمند بودن امروز است نه فردا. - خوشبخت کسی است که به اموری که اهمیت ندارد، اهمیت بدهد. - خوشبختی پروانه است. اگر او را دنبال کنید، از شما می گریزد؛ ولی اگر آرام بنشینید، روی سر شما خواهد نشست.(هیوم)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:36 توسط پژواک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با نام و یاد خدای مهربونم که با "سکوت" آوای دلنشین اش را می شنوم. "یک لحظه سکوت" یک لحظه سکوت عجب واژه ای است ، پر معنا و فرح بخش سکوت ، سکوت و باز سکوت شیرین تر از آن نیست یک لحظه سکوت ، به چه می رسیم؟! وصف ناپذیر ، زبان از گفتنش گنگ یک لحظه سکوت ، چه بگویم... فقط می تونم به عنوان نصیحتی به دوست خوبم بگویم : یک لحظه سکوت...!!! (نجوای دل) آوای سکوت ، نهان خانه ی مطالب دوست داشتنی ام است. مثل یه گنج در نهان خانه ی دلم...ورجوع به آن به هنگام نیاز. وبلاگ دیگرم "انتظار سبز" به آدرس ذیل می باشد: http://www.entezaresabz63.blogfa.com/ |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
| پیوندها |
|
انتظار سبز کلاغستان آرامانه امام حسن مجتبی (ع) مولای تنهاوغریبم!!! |
|
RSS
|